سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
شبکه حدیث
آیا می دانی کدام یک از مردم داناترند؟ گفت : خدا [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ـ خطاب به ابن مسعود ـ]
 
چهارشنبه 91 شهریور 8 , ساعت 9:27 صبح

?

 

 

بیداری اسلامی و جنگ نرم

خواب اسلامی همچون آتشی است که هر روز گستردهتر میشود و بادهایی که برای خاموش کردن آن از سوی دیکتاتورهای منطقه و قدرتهای بزرگ وزیدن گرفته، باعث شعلهورتر شدن و توسعه حیطه جغرافیایی این خیزش بزرگ خواهد شد و اخباری که هم اکنون از بیش از هشتاد کشور دنیا در رسانهها منتشر میشود، گویای این مطلب است که اراده ملتها بر این تعلق گرفته است که مطالبات معوقه و حقوق پایمال شده خود را بگیرند.

آنچه در این نوشته به آن پرداخته میشود، بررسی عوامل انحراف در اسلامی است که به لحاظ ماهیت و محتوا، از اصالت بیشتری در مقایسه با خیزشهای مبتی بر مطالبات اقتصادی برخوردار است و شاید به نوعی، بتوان آن را سر منشأ جنبشهای اخیر در کشورهای دیگر دانست.
در واقع در پی آن هستیم تا آن دسته از کارهایی را که زیرکانه و هدفمند در پی انحراف این خیزشها از راه اصلی هستند، بازخوانی کنیم؛ اقداماتی که با هدف غلتاندن این انقلابها بر روی محوری است که به لحاظ محتوا و رویکرد، فاصله چشمگیری با مبانی اصیل اسلامی دارد و نهایتاً خطر چندانی را برای استکبار جهانی ندارد و چه بسا نوعی خانه تکانی و تعویض مهرههای قدیمی و پوسیده با مهرههای جوان و پر تحرک به شمار میرود.

به همین منظور در ادامه، گذری خواهیم داشت بر مطالب و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب در افتتاحیه اجلاس اسلامی، چراکه ایشان محورهای مهم و حساس درباره عوامل تهدید کننده جریان اسلامی را به خوبی و با ظرافت هر چه تمامتر در همان فرصت کوتاه بیان داشتند.

نخست این نکته را یادآور میشوم که برخی نویسندگان و اصحاب قلم، گمان میکنند که اگر مطلبی توسط رهبر فرزانه انقلاب مطرح میشود، به این معناست که مطلب گفته شده توسط ایشان، نیازی به تکرار و بررسی ابعاد موضوع مورد اشاره ندارد، در حالی که نگارنده بر این باور است، بسیاری از مطالب و نکاتی که ایشان در سالهای اخیر یادآور شدهاند، به دلیل کوتاهی و کم کاری اهل قلم به دست فراموشی سپرده و مغفول واقع شده است، حال آن که حکایت در این بخش، همان از تو به یک اشارت، از ما به سر دویدن است و زمانی که ایشان مطلبی را در یک فرصتی بیان میکنند، وظیفه اهل قلم و اصحاب رسانه تازه آغاز میشود و لازم است برای هر نکتهای که توسط ایشان مطرح میشود، صدها مقاله و مطلب تهیه شود و ابعاد آن مورد بررسی موشکا فا نه قرار گیرد و در بسیاری از موارد، نتیجه آن از مسئولین ذیربط مطالبه شود؛ به عبارت دیگر، بدیهی است که نباید انتظار داشت که مقام معظم رهبری بعد از بیان هر مطلبی، دوباره همان موضوع را تکرار و در سخنرانیهای خود روند اجرایی شدن آن را پیگیری کنند.

در همین راستا، به فرازهایی از این عوامل که در حوزه مباحث جنگ نرم از پارادایمهای شناخته شده هستند، پرداخته میشود، چرا که بر این باوریم تنها راه مقابله استکبار جهانی با اسلامی، همانا مسیر مقابله نرم و استفاده حداقلی از خشونت است و آنچه هم اکنون به عنوان رفتارهای خشونت بار میبینید، اقدامات ناشی از هراس و دستپاچگی دیکتاتورهای منطقه است که خود سرانه در دستور کار قرار گرفته است.

به عبارت دیگر، راهکارهای مقابله با اسلامی که توسط کارشناسان و خبرگاران مستقر در مؤسساتی نظیر امریکن اینترپرایز، شورای روابط خارجی، سوروس، راکفلر و فورد پیشنهاد میشود، کاملا بر پایه اصول و مبانی جنگ نرم است و از آنجا که اجرای این نسخهها در هیچ سند رسمی منتشر نمیشود، نباید انتظار داشته باشید که رسانهها خبری از آنها بزنند.

گفتنی است که جموری اسلامی ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انواع و اقسام ترفندهای استکبار جهانی را برای به انحراف کشا ندن انقلا ب اسلامی از مسیر اصلی تجر به کرده است و به سختی میتوان تا کنیکی را شنا سا یی کرد که برای جمهوری اسلامی امتحان نشده باشد؛ بنابراین، طبیعی است که انتظار داشته باشیم اندیشمندان حوزه اسلامی و به ویژه رسانههای متعلق به کشورهای اسلامی، رویدادهای سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران را همچو ن سرمشقی ارزشمند در مقا بل ملتهای منطقه قرار داده و سعی بلیغی در انتقال این تجر بیات به فعالان عرصه اسلا می در کشورهای منطقه داشته باشند . به همین منظور، برگزاری اجلاس اسلامی در تهران، گام موثری بود که برداشته شد.

مقام معظم رهبری در بیانات خود، آسیبهایی که بحث اسلامی را تهدید میکند، به دو بخش تقسیم کردند؛ یک بخش آسیبهایی که از ناحیه دشمن وارد شده و بخش دیگر، آسیبهایی که از بخش درونی و داخلی اسلامی ناشی میشود.
در این نوشته، به آن دسته از خطراتی که از ناحیه دشمن بحث اسلامی را تهدید میکند، با تمرکز بیشتری پرداخته میشود.
یکی از ویژگیهای اجتناب ناپذیر دگرگونی در ساختار حکومت و شرایط پس از پیروزی، مسأله برکناری و فرار افراد وابسته و سر سپرده به رژیم گذشته از کادر اداره حکومت و جایگزینی افراد انقلابی و جدید است. رخدادی که در این میان، احتمال وقوع آن بسیار زیاد است، نفوذ افراد و شخصیتهای ضعیفاراده و سازشکار به درون کادر رهبری جدید و ایفای نقش در ادامه روند اداره حکومتهای نوپاست.
مروری به همه انقلابها و خیزشهای قرون گذشته، به خوبی نشان دهنده این حقیقت است که این گروه از افراد نفوذی و متمایل به خواست دشمن، ضربات هولناکی را بر پیکره انقلابها وارد کردهاند و در بسیاری از موارد شدت این ضربات به اندازهای بوده است که این انقلابها از مسیر از پیش تعیین شده خارج و سرانجام به شکست انجامیدهاند.
یکی از دلایل استفاده از این افراد در کنار رهبران و در کادر رهبری، نبود افراد تحصیل کرده و آشنا با علوم مربوط به اداره کشور بوده و این در حالی است که این مشکل امروزه برطرف شده و در کشورهای گوناگون، شمار بسیاری از جوانان و شخصیتهای گوناگون هست که در سالهای گذشته به درجات عالی از تحصیل در رشتههای مختلف رسیدهاند و امروز میتوانند در جایگاههای مختلف ایفای نقش کنند و نیاز نیروی انسانی متخصص و متبحر را در زمینههای گوناگون برطرف نمایند؛ بنابراین، طبیعی است که استفاده از چهرههای مشکوک و بدون پیشینه انقلابیگری در کادر مدیریتی در کشورهایی نظیر مصر، لیبی و دیگر کشورهایی که در شرف پیروزی هستند، نه تنها هیچ توجیه منطقی ندارد، بلکه مورد خواست ملتها نیز نیست.
از دیگر نکاتی که در حوزه جنگ نرم مطرح میشود، توجه به مهربانی دروغین و حیله گرانه دشمن در نشان دادن اصطلاحا در باغ سبز به رهبران انقلابهاست. رهبر انقلاب در این زمینه آشکارا اشاره کردند، آنچه هم اکنون اسلامی را تهدید میکند، گلولههایی نیست که به سمت مردم شلیک میشود، بلکه لبخندهایی است که در محافل و مجالس دیپلماتیک به رهبران اسلامی تحویل داده میشود که نمونه بارز آن، برگزاری اجلاس گروه تماس لیبی در ایتالیا بود و از این طریق تلاش میکنند تا نه تنها خود را از سیبل و نقطه هدف انقلابیون بیرون برند، بلکه تلاش میکنند خود را از حامیان و مدافعین انقلابها نشان دهند تا از این راه، منافع خود را در این کشورها محافظت کرده و به عبارت بهتر، سر دیگری بر این بدن قرار دهند؛ سری که باز هم پشت میز مذاکره بنشیند و قراردادهای ننگین گذشته را تأیید و امضا کند.
از دیگر نکاتی که مقام معظم رهبری در این بخشبندی به آن اشاره کردند، موضوع پیشنهاد مدلهای حکومتی و قانون اساسی از سوی دولتمردان غربی است که نهایتاً بار دیگر ملتها را در دام وابستگیهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غرب میاندازد.
در اینجا شاید این پرسش مطرح شود که برای پیشنهاد یک مدل حکومتی، چه نیازی به استفاده از روشهای نرم هست؟ پاسخ این پرسش این است که ارایه یک مدل حکومتی نیازمند زمینهسازی و القای ناامیدی و نگرانی نسبت به مدل اسلام حقیقی و طرح موضوع ناکارآمدی حکومت دینی از سوی تئوریپردازان وابسته به اردوگاه غرب است.
شایان ذکر است، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و راهاندازی حکومت مبنی بر ولایت فقیه، تاکنون هزاران مقاله و... کتاب منتشر و تلاش شده تا با توسل به انواع و اقسام ترفندهای نگارشی این مطلب به مخاطبان منتقل شود که اسلامی که متعلق به 1400 سال پیش است، عناصر عملیاتی و اجرایی برای اداره یک حکومت ندارد و به نوعی تلاش شده است از دین یک مقوله شخصی و صرفاً عبادی ترسیم شود که نقشی در امور جاری و حیات اجتماعی سیاسی بشر نمینواند داشته باشد. این تفکر بارها و بارها توسط اندیشمندان و متفکرین اسلامی مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در فرصتهای گوناگون، اشکالات و تناقضات ماهوی آن تشریح شده است، لیکن امروز میبینیم که از سوی برخی از شخصیتهای سیاسی نظیر نخست وزیر ترکیه دوباره مطرح میشود و جالب توجه اینکه بلافاصله پس از طرح این موضوع، موجی در سراسر کشورهای اسلامی در مخالفت با این نگرش فکری برخاست و صراحتاً اعلام شد که این طرز تفکر در میان ملتهای اسلامی جایی ندارد و ملتها خواستار اجرای شریعت اسلامی در اداره کشور خود هستند.
نکته قابل توجه در این بحث، حساسیت و پیچیدگی جنگ نرم در عرصه استحاله تدریجی حکومتهاست؛ به عبارت دیگر، دشمن برای رسیدن به اهداف جنگ نرم در هر نقطه از جهان ساز و کار ویژه و مناسب با شرایط آن منطقه را طراحی میکند و به نظر میرسد، دشوارترین شرایط ممکن برای دشمن، هنگامی است که ساختار سیاسی یک کشور مبتنی بر تعالیم دینی باشد. در این وضعیت میان مردم و دولت رابطه عمیق و درونی وجود دارد و مخالفت با دولت و هر اقدامی که در چهارچوب براندازی تقسیمبندی شود، با مقاومت و مقابله مستقیم مردم روبهرو خواهد شد.
خوشبختانه در انقلابهای اخیر، بار اصلی نهضت بر دوش قاطبه مردم است؛ بنابراین، این مردم هستند که از ارزشها و اصول خود تا پای جان دفاع میکنند و این تا هنگامی است که انقلابیون و دولتمردان نسبت به اصول و به تعبیر مقام معظم رهبری بر محکمات خود پایبند باشند.
البته این به معنای شکست ناپذیر بودن و نفوذ ناپذیر بودن این قبیل نهضتها نیست و کمترین بی توجهی و کوتاهی در حفظ و تأکید بر اصول اسلامی میتواند منفذی برای ورود و نفوذ دشمن در بدنه حاکمیت باشد، زیرا حتی در بهترین وضعیت نیز دشمن روشها و تاکتیکهای خاص خود را طراحی کرده و به مرحله اجرا میگذارد.
از دیگر مواردی که در عرصه مقابله با جنگ نرم باید نسبت به آن شناخت کافی باشد، توجه به کمیت و کیفیت جریان ارتباطات و راههای ارتباط با مردم است. امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که گریزی از فضای به وجود آمده از تهدیدات ارتباطی، یعنی عصر ارتباطات یا اطلاعات و همچنین عصر انفجار اطلاعات نیست. در محیط این تهدید، مخاطب با هزاران طول موج رادیویی، امواج دیجتالی، فیبر نوری، سیگنالهای گوناگون و هزاران سایت اینترنتی مورد بمباران خبری و اطلاعاتی قرار میگیرد و چارهای جز تدابیر لازم و فراهم کردن محیط ارتباطی سالم و آنچه امروزه ابر ارتباطی نامیده میشود وجود ندارد.
در این راستا، سازمان رادیو، تلویزیونهای کشورهای اسلامی، عهدهدار مسئولیت سنگینی بوده و لازم است در این شرایط حساس، وضعیت اطلاع رسانی در میان کشورهای اسلامی را ساماندهی کند؛ به عبارت سادهتر، اخبار جهان اسلام به همراه تحلیلها و تفاسیر سیاسی باید از طریق رسانههای کشورهای اسلامی انجام شود و اجازه ندهیم که اخبار و اطلاعات از فیلترها و دروازههای خبری شبکههای وابسته به اردوگاه رسانهای غرب به مردم برسد.
امروزه رسانههای متعلق به کشورهای اسلامی و عربی، هم اکنون در جایگاهی بسیار متفاوت نسبت به گذشته قرار دارند و با وجود کاستیها و اشکالات فراوان در صورت آگاهی و درک شرایط موجود، میتوانند اجرای سناریوی ساخته و پرداخته غرب را با مانع جدی روبهرو کنند و اجازه ندهند فرصتی را که میتواند سرنوشت جهان عرب را تغییر دهد، به آسانی از دست برود.
رسانههای کشورهای اسلامی در سالهای اخیر و اتفاقاتی همچون انتشار کاریکاتورهای موهن و ماجرای اهانت به قرآن، این نکته را به اثبات رساندهاند که اگر درباره موضوعی به اتفاق نظر و فهم مشترک برسند، میتوانند جریان بینالمللی ارتباطات را متأثر ساخته و افکار عمومی دنیا را از منویات مسلمانان آگاه سازند.
به این ترتیب، این انتظاری کاملا برحق است که در این شرایط حساس که دنیای اسلام در آستانه یک نقطه عطف تاریخی است، همه رسانههای جهان اسلام، یکپارچه و تمام عیار وارد میدان شده و به رسالت واقعی خود رفتار کنند و این موج عظیم و قدرتمند را به راهی هدایت کنند که ریشه و بنیان همه دیکتاتورهای دست نشانده غرب را از جا برکند.
در پایان به این نکته اشاره میکنم که مطالب آمده، تنها جزء ناچیزی از موضوعات مربوط به جنگ نرم و اسلامی است که در فرصت مناسب به آن پرداخته خواهد شد.



لیست کل یادداشت های این وبلاگ